محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

599

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

خدا و براى خدا اسبان را نگه‌دارى مىكند ، و عملى كه گناه است براى كسى كه براى تظاهر و فخرفروشى اسبان را نگاه مىدارد و براى آنكه وسيلهء تجاوزى بر ضدّ مؤمنان قرار مىدهد . ولى ما بايد ببينيم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چگونه بين اين دو حالت ، حالت ديگرى را قرار مىداد كه هيچ كسى دقيق‌تر از آن را قادر نيست : حالت مردى را كه به اسبان به خاطر نيازهاى شخصى بدون اين‌كه از وظايف دقيق خويش غافل باشد ، اهمّيّت مىداد ، اين مرد ، نه استحقاق پاداش دارد و نه كيفر ، و تنها به صورت دقيق مىتواند در نجات باشد ، و همهء اين‌ها در اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده است : « نگه‌دارى اسب براى مردى پاداش و براى مردى پوشش و براى مردى گناه است . » « 1 » . و ما واضح‌تر و دقيق‌تر از اين حديث براى استحكام نظر خودمان كه نظر عموم دانشمندان نيز هست ، دليل بهترى نداريم . و اين‌چنين ارادهء خالص ، تمام ارزش‌هاى مثبت را در پى دارد ، امّا ارادهء ذاتى سزاوار دو فرض ديگر است . كه بحث و گفت‌وگو از اين يا آن منفعت شخصى به زودى خواهد آمد : به واسطهء اين عمل باشد ، يا آن عمل ، به اين ترتيب كه آن عمل يا پذيرفته است ، يا مباح است و يا مردود و بىارزش ، و يا گناه ، به تبع شرايطى كه وجود داشته است . ما همهء اين‌ها را در دو قسمت آينده به صورت متوالى عرضه خواهيم كرد . ج - بىهدفى نيّت مقصود ما از بىهدف بودن نيّت در يك عمل ، هرچه باشد ، آن صفتى است كه اراده متّصف به آن است ، در وقتى كه نمىخواهد اين عمل را براى هدف‌هاى پستى انجام دهد ، وانگهى درعين‌حال به مرحلهء ارزشى اخلاص هم نرسيده و بدون هدف است و تنها در حدّ وسط مانده و قانع است ، در انجام عمل منفعت مشروع را تحقّق مىبخشد كه قانون چنين منفعتى را حقّ وى مىداند . و تمام حالاتى كه ممكن است تحت اين عنوان بگنجد ، از جنبهء شرعى صحيح و بى اشكال است ، ولى ارزش اخلاقى آن « صفر » است ، به تبع بيشترين نظريّه‌هاى اسلامى از باب تسامح چنين است . و معناى صفر بودن ، اين است كه نه استحقاق ستايش دارد و نه نكوهش و نه

--> ( 1 ) - ر ك : موطّأ مالك : 2 / 444 ، حديث 958 ؛ صحيح بخارى : 2 / 835 ، حديث 2242 ؛ صحيح مسلم : 2 / 681 ؛ صحيح ابن حبان : 10 / 527 ، حديث 4675 ؛ سنن كبرا : 3 / 36 ، حديث 4403 ؛ سنن نسائى ( برگزيده ) : 6 / 216 ، حديث 3563 .